رواج زبان فارسی
بپی ما جان غرامت بسپریمن
زت یه وی روشتی از امادی
بیت فوق سروده خواجه حافظ شیرازی البته به زبان پهلوی شیرازی است!
زبان فارسی یک زبان تحلیلی است. بالتبع در ایران صدها گویش فارسی موجودند که متکلمین آن زبان یکدیگر را نمی فهمند. مثلا مردم سمنان، شامرزا، بیابانک و ... که همگی در شهر سمنان واقع اند هیچ تناسخی با هم ندارند. زبان درباری هخامنشیان یا ساسانیان آن قدر متفاوت است که شما حتی یک کلمه از آن را نخواهید فهمید!
اما زبان فارسی فعلی از کدام شهر نشات می گیرد؟ قطعا شما متوجه شده اید که زبان رسمی ایران با هیچیک از زبان های محلی ایران (به جز اندکی با خراسانی) تناسخ ندارد، در حالی که با گویش تاجیکستانی تشابه حیرت انگیزی دارد!
بر عکس، یک پیچاقچی ساکن بردسیر کرمان می تواند زبان یک ازبک را درک کند. این به علت وجود قواعد منطقی در زبان تورکی می باشد.
واقعیت آن است که زبان فارسی فعلی توسط سلاطین تورک از آسیای مرکزی وارد شده است.
تقریبا تمامی سلاطین تورک ایران در بسط زبان فارسی فعلی کوشیده اند: فردوسی شاهنامه را به خاطر سلطان محمود غزنوی، حافظ برای امیر تیمور گورکانی، فارابی به واسطه قزل ارسلان و .... اشعارشان را تصنیف کرده اند. این می تواند موید ادله ذیل باشد:
- این سلاطین قصد امحاء زبان و فرهنگ ساسانیان و آتش پرستان را داشته اند.
- زبان فارسی دری قرابتی بیشتر از سایر گویش های فارسی به زبان تورکی داشته است. ( مثلا زبان فارسی دری در زمان قاجاریه زبان رسمی ایران گردیده است)
- فردای روزگار، شوونیست ها نگویند که این سلاطین تورک، زبان تورکی را به آذربایجان و ...تحمیل کرده اند.
- زبان فارسی دری بهترین زبان برای شعر است.
- می خواستند شاعران بزرگ را جیره خور (...) خودشان بکنند.
- می خواستند سایر گویش های فارسی را تحلیل نمایند.
- به هر حال فارسی دری برایشان بسیار سهل الوصول تر از عربی بوده است.
- می خواستند چند زبانه multilingual باشند.
- می خواستند بین خودشان و اعراب فاصله بیفکنند.
- معضل خط:
زبان فارسی به راحتی قابل نوشته شدن با الفبای عربی است. ولی این مساله در مورد زبان تورکی صادق نیست. زیرا در زبان تورکی حروف و کلمات فراوانی وجود دارند که با الفبای عربی قابل نوشتن و خواندن نیستند. خود من و بسیاری دیگر ترجیح می دهیم مطالب مان را به زبان فارسی بنویسیم و بخوانیم تا تورکی. همین مساله در زمان قدیم هم وجود داشته است. مثلا "تیمور" همان انشای " دمیر" است و ...
اما خط لاتین هم چندان مناسب املای تورکی نیست. مثلا حرف "غ" به حروفی چون ق، گ، ی، ژ و ... تغییر ماهیت میدهدو ... در حالی که الفباهای باستانی تورکی چون اورخونی یا خزری مناسبت بیشتری را ارائه نموده اند.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı