ادله صنع زبان فارسی
- زبان فارسی را نخستین بار شاعران دوره سامانی بکار بردند. پیش از ایشان، زبان عربی غالب بود و پیشش از آن زبان پهلوی نزد ساسانیان بود. سامانیان نسل بهرام چوبین بودند که با ساسانیان کینه دیرینه داشتند.
- در هر زبانی، ساختار افعال پیچیده ترین بخش آن است. برعکس، در بیشتر زبان ها، این اسم ها هستند که به راحتی از یک زبان به زبان دیگر منتقل می شوند. مثلا در فارسی، هزاران اسم واردشده از انگلیسی هست، اما بنده فعلی فارسی نمی شناسم که از انگلیسی باشد. فراوانی اسم های عربی و تورکی و اطلاق همه افعال به خراسانی در زبان فارسی مبین نکته فوق است.
- این زبان را مسجع ساختند، یعنی به گونه ای که آهنگ وار باشد و بتوان با آن شعر سرود. بنابراین بود که مورد توجه شاهان نیز واقع شد، زیرا این در دربارها مداحی شاهان رواج داشت.
- بیشترین قرابت زبان فارسی با خراسان است، زیرا همانجا محل ظهور سامانیان بوده، و گویش بیشتر مناطق ایران با آن بسی متفاوت است.
- زبان فارسی یک زبان تشریفاتی درباری بوده است. هیچ ایرانی به گویش فارسی حرف نمی زند. حتی در کوچه بازارهای تهران، نوعی گویش فارسی آذری رایج است. مثلا: اونا ارزونن: آنها ارزان هستند.
- زبان رسمی و بیشتر مردم ایران باستان پهلوی بوده است. بعد از اسلام، زبان های محلی ایرانیان را فهلویات می گفتند.
- انسان های نخستین برای اشیاء دم دستی، کلمات تک هجایی بر زبان می راندند. مثل: آب، ماه، باد و آ، رو ... عدم وجود کلمات تک هجایی برای کلمات ریشه ای در یک زبان، دلیل تصنعی بودن آن است: کودک، خورشید، خانه، خواهر، زمین، گوسفند، گوساله
- تا انقراض قاجاریه، زبان فارسی فقط در حدود دربار کاربرد داشته است.حتی مکاتب به زبان عربی بودند. در دوران پهلوی بود که آموزش زبان فارسی برای ایرانیان اجباری شد.
- تا اواخر قاجاریه، زبان فارسی در هیچ شهر ایران متکلم نداشته است. حتی محله های تهران ساختار ایلی داشتند. شاعرانی مثل حافظ و خاقانی اشعاری به زبان های محلی خودشان دارند. البته سرودن شعر به زبان محلی هم سخت بود و هم غیررسمی که باباطاهر عریان از این سد گذشت.
- هر زبانی، الفبای مخصوص به خود را دارد. مثلا نمی توان محاوره انگلیسی را با الفبای عربی انشاء کرد و برعکس. اما این زبان فارسی الفبای اختصاصی ندارد! اگر زبان فارسی خلف زبان پهلوی می بود (که آن هم خلف سانسکریت است)، باید دارای چندین حرف اضافه می شد. معروفترین آنها پ، ژ، چ و گ هستند که همین اواخر اضافه شدند. اما چند حرف دیگر مانده اند. مثلا آیا می دانستید زبان سانسکریت سه ک و دو ی دارد که در فارسی هم مشتقاتی دارند؟ مثل شیر ( درنده) و شیر( شیرگاو).
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۸/۰۶ ساعت توسط Telımxan
|
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı