سپاه آسمانی
متاسفانه تا زمان خوارزمشاهیان همان اعمال شوونیستی انجام می شد: تحریف اسلام واقعی، تحکیم زبان پارسی در ترکستان، سرکوب مخالفان. محققینی چون ابن سینا، مولوی و بسیاری دیگر از ترکستان گریخته و به قونیه، بغداد و ... مهاجرت نمودند.
در این شرایط پدرجنغیز خود را مبلغ نستوری با نام یسوع بیگ بهادر( یاسوکای) نامید و به شرق (مغولستان) رفت. در آنجا گروهی از صحرانوردان گردش جمع آمدند. جنغیز در همان کودکی یتیم شد. صحرای خشک، ارتزاق از طبیعت، تکفل یک خانواده پرجمعیت و ... جنغیز را مردی صبور، زیرک و مطمئن تربیت نمود تا بتواند شالوده بزرگترین امپراتوری بشری را بنیان نهد.
با وجود پیروزی مطلق در چندین نبرد با قبایل مغول که مزدور خوارزمشاهیان یا چینیان بودند، وی توانست بین کل قبایل ترکستان و مغولستان نوعی اتحاد برادرانه برقرار کند، هر چند به علت اینکه دین این قبایل مسلمان، بودایی، نستوری و یهودی و نژادشان مغول، هون، تاتار، ترک و ... بوده است، در هیچیک از متون تاریخی، مشخصات خود جنغیز فاش نشده است.
بعد از آنکه پلیس مرزی جنغیز خان توسط خوارزمشاه کشته شدند، روابطش با ایران بیشتر به تیرگی گرایید. قتل تجار اویغور توسط والی اترار سبب شد تا ایلچی نزد پادشاه فارس بفرستد. اما آنها نیز به قتل رسیدند. جنغیز چند شب در آلتای اعتکاف نمود و سپس به قومش گفت: باید طومار خوارزمشاهیان در هم پیچیده شود.
خبر به خوارزمشاه دجال رسید. وی از مادرش مشورت خواست. مادرش از پارسایان و پارسایان از فال گیرها! نتیجه آن شد که وی در هر شهری یک گردان سرباز بگمارد و به آبسکون برود!
سربازان جنغیز خان فقط با سربازان بی دفاع مزدور مواجهه می شدند و به راحتی پیروز می شدند. مثلا در متون تاریخی داستان عجیب زیر به کرات آمده است:
یکی از تتاران به چند نفر از پارسیان دست می یابد اما شمشیر نداشت. به آنها می گوید همین جا بمانید و می رود. پارسیان می گویند: اگر قسمت این باشد که ما به دست او کشته شویم، پس فرار برای چه؟ و این همان مکتب جبرگرایی پارسیان بوده است. پس از چند ساعت تتار بر می گردد و ایشان را یک به یک معدوم می کند!
سمبل جنغیز گرگ بوده است: در جنگ مکار و صبور بود. روز ها و شب های متوالی بر پشت اسب می نشست در حالیکه کل آذوقه اش شامل چند تکه کشک خشک می بود. به علوم نظامی چون جهت یابی، شبیخون، حفاظت اطلاعات، تله گذاری و ... احاطه کامل داشت و هرگز نمی بینیم در جنگی مغلوب شده باشد. به تمامی زیر دستانش اعم از مسلمان، یهودی، تاتار، زن و ... احترام می گذاشت و ترجیحا یک الگوی شریعت مدار هم بوده است و گرنه هیچکسی حاضر به جانفشانی برایش نمی شد. بنابراین می بینیم در سپاهیان وی خلاف هایی چون دزدی، زنا، استعمال مواد مخدر، گرانفروشی، شکم بارگی و ... مشاهده نمی شود. آری! ایشان سربازان آسمانی (تاب تانغری) بوده اند.
هرگز تکبر نمی نمود. با دیگران مشورت می کرد و با آنها به شکار می رفت و همیشه در خط مقدم می بود. ستاد فرماندهی وی، حتی زمانی که متصرفات به حد اعلایی رسیده بود، عبارت بود از یک آلاچیق مدور که " قزل یورت" نام داشت. بعدا در زمان قوپلای خان، این نام مترادف پایتخت گردید و تمامی بلاد محروسه تحت این نام بوده اند.
با کمی دقت متوجه می شویم تنها راه نجات ملت های مستضعف، نه استقلال ( مانند ج. آذربایجان)، نه تغییر هویت ( مانند ترکیه) و نه مقاومت منفی ( مانند ترکستان شرقی) است. بلکه نیازمند ظهور یک منجی مبارز مانند جنغیز است. اعتقاد به این مطلب یک فرضیه نیست. همین مطلب در کتیبه های سترگ ارخون حکاکی شده اند. به علاوه حضرت یافث (ع) آن را تعیین نموده است و بعدا همین پارسیان آن را کپی برداری کرده اند.
عزرائیل بر جنغیز نیز نازل گشت. بنابر وصیتش، تدفین وی و محل قبرش مخفی ماند تا بعدا مورد بی احترامی بعضی یا مورد پرستش جمعی دیگر قرار نگیرد.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı