رنسانس و جاده ابریشم
قلمرو حکومت مغولان بعد از چنگیز خان به چهار ولایت تقسیم گردید: ایلخانان در ایران، جغتای در ماوراء النهر، جوچی در روسیه و بابری در هندوستان. با وجودی که هر ولایت توسط یکی از پسران وی اداره می شد، اما پایتخت ایشان خان بالغ ( پکن ) بود. مهم ترین این ها ایلخانان بودند که تبریز را مرکز خود قرار دادند ولی لازم بود شاهراهی بین پکن و تبریز ایجاد شود. این راه در زمان قوپلای خان، توسط اتصال راه های قبلی و توسعه آن ها ایجاد شد.
شاهراه از پایتخت شروع می شد، به موازات دیوار چین امتداد می یافت، از شهر های مهمی چون قانسو، کاشغر، تورفان، طالغار، آلما آتا، سغد، فرغانه، سمرقند و بخارا، مرو، گرگان، ری، قزوین و زنجان می گذشت و به تبریز مختوم می شد. کل شاهراه توسط سوبای ها محافظت می شد و چاپار خانه ها در مسیر ایجاد شد و بعدا چند صد کاروانسرا نیز اضافه شدند.
بنابراین، شاهراه تبدیل به یک راه ترانزیت شد. به علاوه برای کنترل سایر ولایات نیز شاهراه هایی ساخته شد که با نام هایی چون جاده چای ( هندوستان)، جاده مسیر شمال ( اوکراین ) ، جاده برنج ( تایلند) شناخته می شدند و حتی دنباله های آن در اقیانوس ها امتداد یافت. سپس انشعاباتی از جاده ابریشم به سوی سایر بلاد چون بغداد، شوش ، قسطنطنیه، اسکندریه و روم ایجاد شد و بزرگ ترین جاده ترانزیت دنیای قدیم شد. هنوز هم مسیر این راه، مهم ترین اتوبان های مواصلاتی در ایران، ترکیه، ازبکستان، چین و غیره می باشد و شامل راه آهن می شود و در دریاها به عنوان مسیرهای کشتیرانی اعتبار دارند.
به علت این که صنعت تولید ابریشم، قرن ها نزد چینی ها مخفی مانده بود، ابریشم تچملی ترین ارمغان چین در اروپا به شمار می رفت و بدین علت، آن را جاده ابریشم نامیدند. با بازگشایی جاده ابریشم در قرن 13، انحصار تولید ابریشم از چینیان صلب گردید.
به علاوه، این مسیری شد برای تعامل تمدن ها. خاطرات عجیب مسافران اروپایی از قوپلای خان و به طور عام از تمدن مشرق زمین، زمینه نوعی انقلاب فرهنگی را در ایشان فراهم آورد. بنابراین جای تعجب نیست که بدانیم رنسانس از انتهای جاده ابریشم، یعنی فلورانس آغاز شده است.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı