فدراسیون اشکانی
بعد از اسکندر، دوران اشکانیان در فلات ایران آغاز شد. سلسله های هخامنشی و ساسانی به صورت پادشاهی متمرکز بودند، اما دوران اشکانی غیر متمرکز بوده است.
در متون عربی، این دوران را ملوک الطوایفی نامیده اند. اکثر شاهنامه فردوسی مربوط به این دوران است و ایشان را کیانیان و پیشدادیان قلمداد کرده اند.
در این دوران، آزادی مذهبی به اوج خود رسید. در شمال غرب ایران به خصوص ارمنستان مسیحیت رواج یافت، در شمال شرق بودایی، در جنوب شرق هندوی، در جنوب غرب آشوری و در مرکز زرتشتی.
به علاوه هر قسمت از ایران توسط حکومت مستقلی اداره می شد ولی این ها ملزم به احترام متقابل و امداد در مواقع جنگ و قحطی بودند و روسای ایشان در مجالس متعددی حضور می یافتند. یکی از وظایف این مجالس، تعیین ریاست کل ایران بود. بنابراین سلطنت در زمان اشکانی جنبه موروثی نداشته است.
با عدم وجود تمرکز سیاسی، ایران از لحاظ نظامی قوی بود. در چندین جنگ که بین ایران با یونانیان، رومیان، مصریان، افغان ها، سیستانی ها، اعراب و ... صورت گرفت، منجر به باخت قسمتی از ایران نگردید. این جنگ ها به صورت نا منظم بوده اند و مردم به صورت بسیجی در آنها شرکت می کردند. لغت انگلیسی پارتیزان به معنای چریک، بر گرفته از پارتیان می باشد.
به علت متمرکز و موروثی نبودن حکومت، انتساب یک سلسله سلطنتی به ایشان اشتباه است. یعنی اینان نه کلا اشکانی بوده اند، نه پارت، نه ماساژت نه تورک و نه زابلی. پایتخت ایشان نه اشک آباد بوده نه صد دروازه نه سلوکیه و ...
به علت آزادی مذهبی، از اقتدار موبدان زردشتی کاسته شد و سرانجام اینان طغیان و دسیسه کردند.اردشیر بن بابک بن ساسان، با معاضدت موبدان و مغان، سلسله ساسانی را تاسیس کرد تا ستم و تباهی سلسله هخامنشی تکرار شود.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı