برگی از چمران
دکتر چمران اصالتا از قرای ساوه می باشد. وی مدتی در سازمان فضایی آمریکا ( ناسا) بوده ولی به ایران بازگشت و در جبهه های جنوب غرب به قتل رسید.
در این نوشته که از نوشته های دکتر چمران در کتاب کردستان می باشد دکتر چمران به وضوح تورک بودن سولدوز(نقده) را توضیح داده و افکار پلید حزب تروریست دموکرات کردستان را آشکار ساخته است وجنایات و خیانتهای آنان را به صاحبخانه هایشان جزء به جزء توضیح می دهد. ما نیز برای آگاهی از نان به نرخ روز خوری ایشان تنها بخش کوچکی از این جنایات را از زبان دکتر چمران برایتان بازگو می کنیم. خودتان بخوانید و بعد قضاوت کنید که تکلیف تورکهای آذربایجان با این قبایل تروریست و متجاوز زیاده خواه چیست؟!؟
-----------------------------------------------------------------------
توطئه نقده
احزاب چپ در تاریخ ٣١ فروردین ۱۳۵۸ نیروهای مسلح خود را به نقده می برند، شهری كه از بیست هزار نفر جمعیت آن، تقریباً ۱۵ هزار نفر ترك زبانند، و معلوم است كه از قدیم بین كرد و ترك حساسیت وجود دارد. در وسط این شهر ترك نشین، بیست هزار كرد از نقاط مختلف جمع شده و دست به تظاهرات می زنند كه ده هزار نفر آنها مسلح بودند. چه كسی میتواند چنین عملی ر ا توجیه كند؟ راستی چه دلیلی داشت که احزاب در نقده، زور و بازو نشان دهند و همه قدرت نظامی خود را در آنجا تجهیز كنند؟ جواب برای ما روشن است و آن اینكه می خواستند مسلحانه بر نقده نیز مسلط شوند.
زیرا نقده دروازه آذربایجان است و برای وصول به اُشنویه و جلدیان و پیرانشهر حیاتی است و برای نفوذ به آذربایجان سیطره بر نقده ضروری بود، لذا مسلحانه وارد نقده شدند و قدرت نمایی كردند، می خواستند هر نفس كشی ر ا خفه كنند و خلاصه نقده ر ا مثل شهرهای دیگر زیر سلطه خود درآورند . ولی حساسیت موجود در نقده به انفجار بدل شد، زد وخورد درگرفت، خونها ریخته شد، جنایتها صورت گرفت، خانه ها به غارت رفت و یا بسوخت و روستاهای زیادی در اطراف نقده مورد هجوم و كشتار قرار رفت تا پس از چهار روز خونریزی دولت فرمان داد كه ارتش از اورمیه به حركت درآید و بسوی نقده برود و محاصره كنندگان كرد را متفرق نماید . ارتش نیز تا مثلث نقده پیش رفت و محاصره كنندگان عقب نشستند، آنگاه سپاه پاسداران به تقاضای خود مردم وارد نقده شد و آرامش را برقرار كرد.احزاب چپ، بعد از خلع سلاح نیروهای انتظامی وقت به غارت در پادگانهای مهاباد و پادگان بانه و پادگان سردشت و بعد از نابودی نیروهای دولتی در منطقه، دست به تصفیه نیروهای مذهبی مخالف خود زدند. در مهاباد، در سقز، در اُشنویه در جلیدان، در بوكان و ... به مكتب های قرآن حمله كردند و رگبار گلوله بر آنها گشودند و این آزاد مردان را به آتش كشیدند كه جرم آنها فقط تفسیر قرآن در شبهای جمعه بود و التزام آنها به اسلام و اصولاً مسلح نبودند و قدرتی به شمار نمی رفتند، فقط موضع ایدئولوژیك آنها مهم بود. و بعد وضع به جایی می رسد كه اگر جوان مسلمانی می خواست فعالیت ایدئولوژیك بكند مجبور بود زیر زمینی كار كند، زیرا فعالیت ایدئولوژیك اسلامی ممنوع بود!
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı