بعثت و مجوسیت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ پارسیان. درود بر آن كه پیرو هدایت شود و به خدا و پیغمبر وى ایمان آورد و شهادت دهد كه خدایى جز خداى یكتا نیست. من پیامبر خدا به سوى همه كسانم تا زندگان را بیم دهم . اسلام بیاور تا سالم بمانى و اگر دریغ كنى گناه مجوسان به گردن تو است.
پیامبر همزمان نامه هایی به پادشاهان روم، حبشه و ... نوشته است و بر خلاف نامه فوق، در آن ها از دین ایشان تمجید کرده است. پادشاه حبشه ایمان می آورد، قیصر روم هم همی طور. ولی بلافاصله رومیان به مرکز فرماندهی قیصر هجوم می آورند و او را ترور می کنند. اما نامه در نامه به خسرو پرویزبا نوعی اهانت به دین زرتشتیان بوده است. حالا من نمی دانم چرا در حالی که پیامبر ایشان را سکه ای یک پول کرده است، هنوز هم ایشان دست از لجاجت بر نمی دارند و حتی کسانی چون کوروش و انوشیروان را پیامبر خدا می دانند. دیگر مسلمانان تمام ایرانیان را به خاطر این کفرگویی فارس ها محکوم نموده اند، حال آنکه ملت تورک در آن زمان جزو امپراتوری خزرها بوده اند و حالا هم خودشان را از ایشان نمی دانند.
وقتی این نامه رسول الله برای پادشاه ایران خوانده شد وی چنان برآشفت که آن را پاره پاره کرد و به باذام؛ والی خود در یمن فرمان داد که شکم محمد (ص) را پاره کند. هنگامی که باذام برای قتل پیامبر رسید، محمد گفت: پرویز مرده است و حکم میت نافذ نیست، آنچه او برای من خواسته بود به سر خودش آمده است. باذام از این سخن برآشفت و چند روزی فرجه خواست. بعد از چند روز، پیک حکومتی شیرویه پور خسرو پرویز به باذام رسید. نامه وی شامل ابلاغ حکم پادشاهی شیرویه بود و وی خواستار الغای کلیه فرامین پدرش شده بود!
پیک همچنین به باذام خبر رساند که خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه به قتل رسیده است و او شکم پدرش را دریده است! این خبر انقلابی در باذام به وجود آورد، وی بیدرنگ با شماری از یساول به سمت رسول الله حرکت کرد و خواست بر وی سجده کند اما رسول الله اجازه نداد. بعد از این ماجرا کل جنوب عربستان که توسط پارسیان اداره می شد به قلمروی اسلامی واگذار گردید و تا به حال هم از مستحکم ترین بلاد اسلامی بوده است. اویس قرنی از مشاهیر یمن بوده است. به علاوه مدتی علی (ع) در آن جا بود و اکثر ایشان شیعی می باشند.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı