فردوسی، نیم کیلو
مردان فارس که به دربار خلفا و سلاطین آمد وشد داشته اند، غالبا برای بدست آوردن پول اقدام به خود فروشی و چاکری می کرده اند.( مانند برمکیان یا مصدق).
بی شک سلطان محمود غزنوی طلیعه دار جهانگیری تورانیان بوده است. فردوسی با خیال منع این یورش به سلطان پیشنهاد تصنیف دیوانی شاهانه می دهد که سلطان به لحاظ فرهنگی با آن موافقت می کند. اما بعدا به این دلیل که نوشته مزبور مملو از غلط های فاحش است آن را ملغی اعلام می کند.
شاهنامه فردوسی نوعی تراژدی مقتبس از یونانیان است. قهرمانان آن دروغین یا حداقل غلوی هستند. این قهرمانان به مثابه افسانه های یونانی دارای قدرت های فوق بشری هستند ولی یا مطلقا اهورایی اند یا مطلقا اهریمنی. این موضوع با فرهنگ اسلامی و تورانی متضاد است یعنی به جای مکتب توحیدی از مکاتب ثنوی (دو خدایی) مجوزها الهام گرفته است. به علاوه:
- مانند یونیان هیچگاه ظروف زمانی و جغرافیایی را نمی آورد. رستم در چه سالی می زیسته و شهرهای مهم یا حداقل کشورها کدام بوده اند؟
- قهرمانان مطلق هستند و کسی حق ندارد منزلت ایشان را تغییر دهد. خواننده مجاز به هیچ گونه تفکری نیست. داستان ها دروغین و از کاه کوه ساختن هستند.
- تهمینه که یک فاحشه است اهورایی است ولی همه تورانیان اهریمنی اند.
- هیچ نتیجه منطقی و اخلاقی استنباط نمی شود. باور بفرمایید اشعار کودکانه چون "یه توپ دارم قلقلیه" و ... بسیار آموزنده ترند.
- داستان ها به وراجی کشیده شده اند. برداشتن یک لیوان چندصد بیت طول می کشد.
- سطحی بودن داستان و نداشتن باطن معنوی
به علاوه شاهنامه فردوسی مالامال از بد آموزی است:
- توهین به شاعران گذشته چون دقیقی
- توهین به زنان
- توهین به فقرا
- روا دانستن قتل بی علت
- القای روحیه خشونت و نژاد پرستی
- القای تفکر بازگشت به دوران پیش از اسلام و اسلام ستیزی
- در آخر هم شما به ترس می رسید نه به امید
اما با وجود این احوال، شاهنامه فردوسی به عنوان مهمترین قسمت درس فارسی به کودکان ایرانی خورانده می شود. برخی نتایج این عمل به ترتیب زیر است:
- در حالی که ایران هنوز هم یک کشور عقب مانده است و دولت هم سرمایه گذاری زیاد کرده است، درس فارسی در همه مدارس تدریس می شود و بالاترین ضریب در کنکور را دارد. دانش آموزی که باید در دوران جوانی سواد مفید یاد بگیرد، وقتش تلف شده و اکثرا بیکار می مانند. این همه لیسانس زبان فارسی که داریم به چه دردی می خورند جز معلمی فارسی؟
- ملت های غیر فارس شانس قبولی کمتری در دانشگاه ها پیدا می کنند. زیرا زبان فارسی برایشان دشوار است، شاهنامه را که اصلا نمی فهمند!
- روحیات نژاد پرستی در فارس ها و حقارت در سلیر ملل ایجاد می شود.
- دانش آموز دستورات ادبی ولغات بدرد نخوری چون "برگستوان" را یاد می گیرد ولی زبان کامپیوتر را نه.
- بی منطق می شوند و خرافاتی. بر گردنشان پارسه می اندازند.
- دروغگو و دورو می شوند. زیرا فردوسی چند سالی شاعر درباری بود ولی بعد ها بر علیه دربار شد.
Üstdə göy çökmədikcə, altda yer dənizi deşmədikçe, elini mərasimi kim poza bilər? -Orxon kitabəsı