توران زمین

اسامي شهرهاي ايران كه ريشه توراني دارند:

قم ( منسوب به قمیک ها)، ساوه ( مشتق از سوباي و مردم ساوه شهر خود را سوواي مي نامند) ، آرادان ( زادگاه احمدي نژاد) ، خامنه، خلخال، اروميه، زنجان، ساوجبلاغ، آران و بيدگل، آستارا، طالقان، سنقر، تركمن صحرا، بجنورد، آغاجاري، طالش، خوي، جلفا، قیدار، بیجار، بیله سوار، آق قلا، قره آغاج، مراغه، کلیبر،قمیشه، ماکو و اردبیل

در مورد کرج اینجا را کلیک کنید:کرج

پيش درآمدي بر ژنوتيپ

گروه زبان هاي اورال-آلتايي  از قواعد مشترك دستور زبان پيروي مي كنند و كاربران آنها لهجه مشابه اي دارند و ريشه كلمات آنها يكي است ( البته بايد تفاوت ها را متمايز كرد. مثلا در زبان فارسي كثيف يعني ناپاك ولي اصل معني آن درشت است).

بنابر تحقيقات مدرن گروه هاي زباني با گراف هاي ژنتيكي مطابقت دارند كه بنده اينها را در آينده آشكار خواهم كرد. همچنين زبان هاي ژاپني و كره اي از انشعابات آن به شمار مي روند.

زبان هاي اورالي به سه دسته تقسيم مي شوند:

الف) فن: كومي، سومي، استوني، فنلاندي و ...

ب) اوغري: بلغاري، خانتي و ...

ج) ساموئيدي: يورات، يوراك، يوكاغير و ...

زبان هاي آلتاييك به سه دسته تقسيم مي شوند:

الف) تنغوزي: ارغون، اروج و ...

ب) مغولي: خلخا، اويرات(قلموق) ، بوريات، خامنه، يغور و ...

ج) تركي: چاووش، خزر، هون، آغوز(تركيه ای)، تركمن، آذري، افشار، كريمه، اروم، قشقاي، خراساني، سالار، تاتار، گاگوز، خلج، پچنگ، تاتار، قپچاق، قره چاي، قميك، باشقير، برابر، كريمچاق، كومان، جغتاي، قزاق، قره قالپاق، ازبك، اويغور، نوغا، لاپ، قرغيز، ياقوت، تووان، خاكاس، توفا، طالقا و ...

منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Ural-Altaic

آیت الله خامنه ای خطاب به رجال ایران

آن پادشاهانى كه ما آنها را احترامشان مى‏كنيم؛ پادشاهان مقتدر غزنوى، سلجوقى، بعد بيائيد تا برسيد به دوران صفويه؛ شاه عباس، شاه اسماعيل، شاه طهماسب،اينها پادشاهان خوب مايند؛

همين پادشاهان خوب، چه جورى اين مملكت را اداره كردند؟ سجلّ و شناسنامه‏ اين مملكت از لحاظ اداره‏ حكومتى چيست؟ اين است: يك نفر در رأس، همه مطيع او. و اين مجموعه، اداره كننده‏ كل سرنوشت اين كشور هستند و بقیه هيچ تأثيرى ندارند و مملكت مال اينهاست.

کل کل

این جوابیه ای است به فارس هایی که به وبلاگ بنده یورش آورده اند:

·        خداوند در قرآن می فرمایند: ای مردم! نماز نخوانید! شما تنها آن قسمت هایی از وبلاگ بنده را مورد مواخذه قرار داده اید که بتوانید از آن چیزی مخرب به دست بیاورید و دلایلتان تنها برای خودتان معنی دارد. اگر برای شما شق القمر هم کنیم ایمان نخواهید آورد. دین ما روشن است و دین شما برای خودتان. آیه فوق الذکر: ای مردم! نماز نخوانید! اگر شراب خورده باشید!

·        افشین همان کسی بود که بابک خرمدین را به قتل رساند و از فارس بود.

·        خودتان هم بارها به برتری ترک ها اشاره کرده اید. اگر ترکیه نفت داشت، الان مرکز جهان بود.

·        ما استقلال از ایران را نمی خواهیم، چون در تمامی ایران میراث تمدن ما موجود است. فارس ها باید از ایران جدا شوند. البته اگر در ایران جایی مختص ایشان باشد. فارس ها اصالتا از افغانستان هستند که حدود 2500 سال پیش به ایران هجوم آوردند.

·        فرهنگ یعنی کسی که مقید به مناسک فروهری (آتش پرستی) است. نیز نام مادر کیکاووس بوده است. بنابراین استعانت فرهنگ به کولتور مانند استعانت کش لقمه به پیتزاست. تا قبل از پهلوی دوم، اثری از لغت "فرهنگ" در کتب لغت دیده نمی شود. لغت ترکی "قاناجاق" می تواند تعبیری جالب تری باشد. قاناجاق یعنی: ادب، احترام، فراست، تمدن، غیرت، تدبیر و ... و به طور کلی یعنی آن رفتار اجتماعی برای خلق زیرساخت های ملیتی خاص.

ستارخان

بعد از چندی اسرای کربلا را نزد یزید بن معاویه آورده بودند، یزید بسیار برآشفت و دلش به رحم آمد. همیشه غذای خود را با امام سجاد (ع) تناول می نمود و بعد از چندی اسرا را به مدینه برگرداند. او می گفت کسانی چون عبیدالله بودند که واقعه کربلا را برپا کرده بودند. در لشکریان متقاتل امام حسین (ع) هم بسیاری اصالتا از مدینه بوده اند.

در جریان وقایع مشروطیت هم به چهره های سالوسی چون یپریم ارمنی بر می خوریم که خود را شفیع و واسط محمدعلی شاه قاجار کرده بودند. البته که شاه قاجار ( به دلایلی که در این مقوله نمی گنجد) درایت و فراست یک سلطان را نداشته است. مثلا زمانی که ستارخان ملاقات با شاه را می خواهد، می گوید ایشان عثمانی هستند و شما زبان آنها را نخواهید فهمید.

ستارخان قهرمان مختص ایران نیست. او بیرق ترکیه را بر فراز خانه اش می آویخت. تزار روس به او وعده بازگشت به قفقاز را داد ولی او رد کرد. در روزنامه های غربی اورا به عنوان پیغمبری جدید قلمداد کرده اند. ولی او خودش را خادم تمام ترک های داخل و فرای ایران می دانسته است.

اگر کسی از تبریز خواهان استقلال مناطق آن سوی زنجان است، باید بداند آرامگاه ستارخان در تهران واقع است.

زیر تیغ

آذربایجان نامی جعلی است. حداقل باید اعتراف کرد مرزهای آذربایجان جعلی است.

دولت منحوس پهلوی بعد از مدتی به این فکر افتاد تا با تعریف مرزهایی بین تورک های ایران تفرقه بیندازد و حکومت کند. حداقل بین ترک های ایران و سایر ترک ها بخصوص ترکیه حائل ایجاد کند. مردم ارومیه از غیور ترین ترک های ایران بودند. پس استان چهارم را آذربایجان غربی نامید. یعنی شما ملتی محدود هستید بدون تاریخ و تمدن. چطور کردهای مهاباد آذری هستند ولی ترک های زنجان آذری نیستند؟ چرا ترک های مناطق جنوبی زنجان باید تحت نام کردستان باشند؟

کلمه آذربایجان ریشه ترکی ندارد. این کلمه ای آریایی و به معنای سرزمین آتشکده هاست. حیدر علیو، پیر نوکر استعمار روس و معاویه زمان بوده است. هرجا که زورش نمی رسید رنگ عوض می کرد ولی بعدا آن حقیقت را کن فیکون می کرد. با توفیق ترک های مسلمان در بند شوروی، نام جمهوری آذربایجان را انتخاب کرد. در حالی که  در تواریخ به مناطق آن سوی ارس آران اطلاق شده است. این مشابه همان سیاست پهلوی در تفرقه بین ترک ها بوده است. به علاوه سبب می شد تا مردم باکو، مبارزان داغستانی که از خود آنها بودند را از خودشان ندانند و شکافی ایجاد شود و آنان منزوی بمانند.

من یک ترک هستم. یورط من توران است. خواه باکو باشد یا زنجان. ملت من بزرگ ترین،متدین تذین، شجاع ترین،  غیورترین، متمدن ترین و ... ملت جهان هستند. من یک ترک هستم.

امام شامل

Ø     چچن ناحیتی کوهستانی در روسیه فعلی می باشد.

Ø     باوجود ذخائر سرشار نفت، معدن و ... فقیرترین منطقه اروپا محسوب می شود.

Ø     غالب مراکز صنعتی آنها توسط روسیه تخریب شده است.

Ø     99 درصد مردم چچن باسواد هستند.

Ø     زبان چچنی جزو زبانهای ترکی محسوب می شود.

Ø     ایشان جزو متمدن ترین اقوام جهان هستند.

Ø     به علت عدم پذیرش یوغ روسیه، آن ها را کله شق می دانند.

Ø     روز 23 فوریه، سالروز تبعید اجداد ایشان توسط استالین، تظاهرات عام برپا می شود.

Ø     اکثر چچنی ها در خارج از چچن بسر می برند. زیرا اکثرا از چچن تبعید شده اند یا زندگی فقیرانه ای در آنجا داشته اند.

Ø     زندگی اجتماعی ایشان طایفه ای و شیخ سالاری است. از کمونیسم متنفرند.

Ø     ایشان در همان قرون اولیه بدون هیچ جنگی اسلام را پذیرفتند.

Ø     چچنی ها ترک و مسلمان هستند.

Ø     مذهب آنها نقشبندیه ( صوفی) است. به شیعه علاقه خاصی دارند.

Ø     کاترین امپراتریس روسیه فرمان فتح چچن را صادر کرد.

Ø     روحیه ایشان شهادت طلبانه و جهادی است.

Ø     روس ها هزاران مسجد و صدها حوزه علمیه را به مراکز کمونیزم و روسپی خانه تبدیل کردند.

Ø     شیخ منصور و امام شامل فتوای محاربه با روس ها را صادر کردند. ( همزمان با رشادت های عباس میرزا )

Ø     در طی یک قرن صدها هزار سرباز روس در کوههای داغستان به هلاکت رسیدند.

Ø     حدود سی سال چچن در استقلال بود.

Ø     امام شامل دستگیر و اعدام می شود. مردم دسته دسته به ایران و عثمانی فرار می کنند.

Ø     به دنبال فروپاشی حکومت تزاری، جمهوری ترک نشینان قفقاز تشکیل می شود.

Ø     ارتش سرخ کمونیست آنها را شکست داده و ایالت چچن اینگوش را شکل می دهد.

Ø     در زمان جنگ جهانی دوم، ارتش سرخ برای این که هر گونه اغتشاشی از ناحیه چچن منتفی شود، توسط بمب افکن ها، به بزرگ ترین نسل کشی پرداخته، نیمی از مردم را به شهادت می رساند.

Ø     بعد از جنگ، تخلیه نژادی شروع می شود. اکثر ایشان به جرم خیانت به اصول کمونیزم  در سیبری به بیگاری می روند یا در سایر مناطق اسکان داده می شوند. نیمه دیگر چچنی ها از بین می روند.

Ø     به خیابان ها و روستا ها اسم های روسی می دهند و روس ها را در آنها اسکان می دهند. هزاران رحمت به صهیونیست ها!

Ø     با آشکار شدن افول شوروی، " جوهر دده اف" آشوب گسترده ای در گروزنی برپا می کند.

Ø     جوهر دده اف تشکیلات کمونیست را اشغال و شورای عالی چچن را تشکیل می دهد.

Ø     دده اف به ریاست جمهری جمهوری مستقل چچن می رسد.

Ø     یلتسین با قوای کامل به چچن حمله ور می شود.

Ø     دده اف از کشورهای اسلامی امداد می خواهد. کسی کمکش نمی کند.

Ø     روس ها گروزنی را اشغال می کنند.

Ø     مخالفان دده اف در یک انتخابات جعلی پیروز و حکم اعدام دده اف را صادر می کنند.

Ø     دده اف توسط راکت های روس ها به شهادت می رسد.

Ø     اصلان مسعود اف به جانشینی دده اف منصوب می شود.

Ø     پوتین با شعار مبارزه با تروریسم یکصد هزار نیروی نظامی را در چچن مستقر نمود.

Ø     در جریان موج دوم حمله روسیه، 150 هزار نفر کشته شدند.

Ø     اگر شما می گویید انفجارات 11 سپتامبر کار خود جرج بوش بوده است، باید اعتراف کنید انفجارات مسکو و ... هم کار خود پوتین است.

زنگی مست

در سال 1368 حجاج ایرانی در حج واجب با عمال عربستان سعودی درگیر شدند که در اثر آن چندین نفر کشته شدند.

قبل از اعزام حجاج امام خمینی (ره) برائت از مشرکین را بر ایشان واجب کرده بودند ولی در عین حال ایشان را از آشوب طلبی باز داشته بودند. اما ایشان در پل منتهی به مسجد الحرام متوقف و بعضی با سقوط از این پل مردند. بعد از تحقیقات معلوم شد که محرک این حادثه مهدی هاشمی داماد آیت الله منتظری عامل صهیونیست بوده است. مهدی هاشمی اعدام و منتظری معزول شد.

حالا هم که اسکناس 50000 ریالی منتشر می شود با آن حدیث کذایی تا آنجا که توسط بسیاری از دول اسلامی تحریم می شود.

آقای دکتر احمدی نژاد! ما می دانیم داشتن انرژی هسته ای حق مسلم ماست. ولی هنوز علف های هرزی که حکومت پهلوی کاشته است در سرزمین اسلامی مان وجود دارد. هنوز هم در مقدس ترین ارکان نظام توهین به سایر ملل ایرانی دیده می شود. من نمی گویم شما می خواهید بمب اتم بسازید ولی هیچ تضمینی هم وجود ندارد که بعد از شما اشخاصی بخواهند اورانیوم را تا حد ساخت بمب اتم خالص کنند. اینجا فارس است. فرزندان کوروش کبیر هنوز در پی انتقام از ملت های عرب، ترک، بلوچ، ترکمن و ... هستند. پس نباید بنابر خنس کاری های این شیاطین مجوز ساخت سانتریفوژهای دیگر را بدهید. من از طرف تمامی همسایگان ایران مخالفم.

توران

به نظر ضيا‌ء گوك آلپ واژه توران نام مشترك تمام اقوام ترك است: « بايد توران را به سرزمين بزرگ تركها اطلاق كنيم كه تمام شاخه‌هاي ترك را دربرمي‌گيرد. اگر قبول كنيم كه تاتارها، ازبك‌ها و قرغيزها يك ملت خاص را تشكيل مي‌دهند، اين ضرورت و نياز پيش مي‌آيد كه تمام خويشاوندان قديمي را مانند يك جامعه به هم پيوند دهيم و اين واژه پيوند دهنده توران خواهد بود.

در قصيده معروف «توران» ضياء گوك آلپ آمده: « سرزمين‌پدري براي تركها نه تركيه است و نه تركستان؛ بلكه سرزمين پدري بزرگ و جاويدان توران است » و در قصيده ديگري مي‌گويد:« فرزندان اوغوزخان هرگز وطن‌شان را كه توران نام دارد فراموش نمي‌كنند. »

از حدود سال 1832 واژه توران از طرف دانشمندان بلغاري براي نامگذاري سرزمينهاي ترك آسياي مركزي و جنوب غربی به كار ر‌فت و در بلغارستان تبليغات فراواني در باب توران به منظور اتحاد اقوام توراني صورت‌گرفت. آرمينيوس وامبري استاد زبان در بوداپست از نژاد توراني در مقابل نژاد آریایی سخن مي‌گفت. در سال 1911   در بوداپست سازماني به نام سازمان توراني (Turanische Ge sellschaft) كه حداقل تا سال 1941 فعاليت داشت پايه‌گذاري شد. موريس كوهن با نام مستعار تيكن آلپ در آثار خود از سرزمين توران بعنوان گهواره خلق‌ها و مبدأ نژاد و سرزمين ايده آل پدري تركها ياد می کند.

به نظر ضياء گوك آلپ توران محل اجتماع ترك‌ها، مغول‌ها و تونغوزها ست كه به نامهاي مختلف ناميده مي‌شوند و فنلانديها و مجارها كه از نظر زبان‌شناسي گروه اورال  آلتايي  شناخته شده‌اند نیز در این جا قرار دارند.

به نظر آلوآس فون پای‌كرت (Alois Von Paikret) كه از پايه‌گذاران اصلي سازمان توراني به شمار مي‌رود اقوام توراني شامل مجارها، فنلانديها، بلغارها، تركها، بسیاری از قفقازیها، تركهاي تاتار، بخش عمده‌اي از اقوام ساكن سيبري، منچورها، كره‌اي‌ها، ژاپني‌ها ... جمعاً به 610 ميليون نفر مي رسند. ماكس مولر زبانهاي اورال-آلتايي را توراني نام نهاد.

به نظر مورخان توران منطقه ای در كوههاي اورال- آلتايي می باشد و گروهی آن را از درياي خزر تا سرچشمه رودخانه سير دريا و از رودخانه ايرتيش  تا فلات آكمولين می دانند.

در بررسيهاي ديگري محل توران در سيبري كشف مي‌شود: ناحيه‌اي به نام ميناسن ( شهري واقع در سيبري در محل التقاي شط يني سوي و رود ميناسن ) يكي از مناطق باستاني است كه آثار مكشوفه بعضي اقوام و ملل مانند سيت‌ها و سارمات‌ها در آنجا کشف گردیده است. سرزمين توران در اين دوران (تقريبا قرن 5 ميلادي) دقيقاً در محلي نزديك ميناسن و پازريك قرار دارد كه زماني پايگاه سيت ها (تورانيان) بوده است. و نظر ديگر اين كه: نام توران اغلب به منطقه‌اي داده شده كه تاتارستان ناميده مي‌شود. هيچگاه در ميان تركهاي آسيايي مرکزی نام توران پيش نمي‌آيد اما به اندازه كافي در ميان قبايل ترك تاتارهاي سيبري به گوش مي‌خورد.

منقول است:  يافث پسر نوح (ع) هشت پسر داشت كه برادر بزرگتر تورك نام داشت و بر برادران ديگر رياست داشت و در نزديكي رودخانه ايسيك گول در محلي به نام سلنكي زندگي مي‌كرد. تورك دو پسر به نام‌هاي طاغان و هاكان داشت. طاغان صاحب فرزندان دوقلو به نام‌هاي تاتار و مغول شد. غارا پسر بزرگ مغول بود. يكي از فرزندان غارا به نام اوغوزخان مسلماني متعصب بود كه در تاريخ ترك اولين و پرقدرت‌ترين شاهزاده ترك معرفي مي‌شود. اوغوزخان شش پسر داشت كه هر يك را چهار پسر بود و چنان كه در افسانه آمده در دوران او مردم تحت فرمانش به خود نام توركومان (ترکمن) دادند.

داستان گرگ خاکستری در منابع شرقی: توكوئه  ( این نام همان تورک در زبان چینی هاست. زیرا در زبان چینی حرف ر وجود ندارد)  طايفه‌اي از هيونگ نو (هون‌ها) هستند. آنها از يك كشور مجاور شكست خوردند و تمام وابستگان اين قوم جز يك پسر ده ساله از ميان رفتند. دشمنان او را نكشتند اما پاهايش را بريده و او را به داخل باتلاقي كه از علف پوشيده شده بود انداختند. در آنجا  گرگی به سر مي‌برد كه پسر بچه را با گوشت تغذيه مي‌كرد. بدين ترتيب پسربچه بزرگ شد و با ماده گرگی آميزش نمود و گرگ آبستن شد. اما وقتي شاه كشور مجاورمطلع شد كه اين پسربچه هنوز زنده است مجددا كساني را فرستاد كه اين جوان را بكشند. فرستادگان گرگ ماده‌اي را نزد اين جوان ديدند و خواستند گرگ را هم بكشند اما گرگ به كوهي در شمال طرفان فرار كرد. در اين كوه غاري بود كه در آنجا دشتي فراخ كه اطرافش را كوهها حلقه‌وار گرفته بودند قرار داشت. گرگ ماده خود را در اين كوهها پنهان نمود و پس از مدتي ده فرزند پسر زائيد.

فرزندان حاصله بعد از چندی به خدمت یوان یوان ها در آمدند. آنها در دامنه جنوبي كين- ‌شان (آلتاي) بعنوان آهنگر كار ‌كردند. از آنجا كه آلتای مانند كلاهخود به نظر مي‌رسيد و آنها به كلاهخود توكوئه مي‌گفتند خود را نيز توكوئه نام دادند.

در پاره‌اي از منابع ديگر گفته مي‌شود كه گرگ‌خاكستري زني به نام زینه و به روايت ديگر بورا بوده كه به معناي گرگ خاكستري است. اين زن پسر بچه‌اي را كه تنها مانده بود يافت و تربيت كرد و اين پسر، پدر اوليه قبيله ترك (يا به نظر مغول‌ها پدر اوليه قبايل مغول) شد.

چينيان اتباع خانات را توكيو مي‌گفتند. اين نام بعدها به صورت توركيوت خوانده شد كه در واقع تلفظ درست واژه توكوئه است كه با مخرج (ر) همراه شده و به صورت توركيو درآمده است. واژه تورك به معناي نيرومند و استوار است. گرگ در زبان تركي باستاني «بوري» و «كاسگير» است ولي در زبان مغولي گرگ را شينو مي‌نامند. پيشوند «آ» كه پيش از شينو آمده است در زبان چيني نشانه احترام است. بدين روال واژه «آشينو» يا «آشينا» به معناي گرگ محترم و نجيب است. نكته مسلم اين است كه در سده ششم ميلادي نام گرگ در ميان تركان از اهميت و احترام فراواني برخوردار بوده است، مانند شير در افسانه‌های فارسی . بنابر اين افسانه تركان از دودمان هون‌هاي غربي هستند كه با نسل گرگ درآميخته‌اند. بايد يادآور شويم كه هون‌هاي غربي به سال 469 ميلادي تار و مار شدند اما 77 سال بعد به سال 545 ميلادي مردمي در اين سرزمين پديد آمدند كه خود را (توركيوت) مي‌ناميدند. از پژوهش‌هاي دانشمندان معلوم شده است فرارياني كه منشاء آنان از قبيله هون‌ها بود و به زبان تركي سخن مي‌گفتند در جنوب رشته كوههاي آلتاي سكني گرفتند. اينان با گروههايي از قبايل آنجا درهم آميختند و تورك يا توركيوت ناميده شدند.

دوگوينيه در تاريخ بسيار مفصل خود درباره هون‌ها، ترك‌ها و مغول‌ها سعي در اثبات اين نكته دارد كه ترك‌هایی که در تاتارستان ساکن شده اند بدون واسطه از اعقاب هون‌هاي قديمي بوده‌اند. منشاء اوليه مغول‌ها ترك‌هاي قديمي بوده‌اند. بدين ترتيب، خويشاوندي تاريخي هون‌ها، ترك‌ها و مغول‌ها همچون يك حقيقت تاريخي به روشنفكران عرضه گرديد و چنان كه اشاره شد بعنوان پايگاه نظري و تاريخي در تاليفات و نظريات سليمان پاشا، ضياء گوك‌آلپ و ديگر نظريه‌پردازان  به كار رفت.

هون‌ها اقوامي بودند كه در توندراهاي شمال اورال مسكن داشتند و در قرن پنجم ميلادي از طريق ولگا به شرق اروپا هجوم بردند. آتيلا شاه هون‌ها بود. هون‌ اسمي است كه رومیان به اين گروه از اقوام داده است.

 اثر ديگر در اين باره كتاب قواعد زبان تركي تاليف لوملي داويدز (Lumley-Davids) (لندن- 1832) است. اين اثر نه فقط بدين جهت كه در آن به قواعد زبان تركي نظم و ترتيبي داده شده بود اهميت يافت بلكه به عنوان يك اثر مهم تاريخي مورد توجه روشنفكران قرار گرفت زيرا در مقدمه آن، تاريخ اقوام ترك، زبان و گويش‌هاي تركي از زماني كه بدانها سخن گفته شده بود همراه با احترام و تحسين فراوان درباره نقش ترك‌ها در تمدن جهاني مورد بررسي قرار گرفته بود. وی درباره وحدت اقوام ترك چنين اظهارنظر كرد: «براي سلطنت بر تركيه، خاندان عثماني در قياس با خاندان بزرگ رومانف های روسيه، كه توانسته عناصر متفاوت را با زور و حيله بهم ربط دهد مي‌توان از عناصر ترك كه با زبان، مذهب و تاريخ مشترك از سواحل دریای آدريا تیک تا دوردست‌هاي چين سكونت دارند امپراتوري قوي‌تري بنيان گذاشت. آناطولي‌ها، آذري‌ها، تركمن‌ها، اوزبك‌ها، قرغيزها و تاتارها عناصري مجزا هستند كه مي‌شود از آنها يك غول نيرومند ترك به وجود آورد.

يكي از نتايج جالب خويشاوند شمردن ترك‌ها و هون‌ها اين است كه آتيلا و چنگيز به عنوان قهرمانان بزرگ تاريخ ترك مورد تكريم و تجليل قرار گرفتند. ضياء گوك‌آلپ در اشعار خود مي‌گويد: آتيلاي من، چنگيز من، اين قهرمانان كه شهرت بزرگ نژاد مرا مي‌سازند دچار تهمت و افترا شده‌اند.

نيز اظهارنظر شده كه: هيتي‌ها  از نسل  ترك‌ها هستند و بدين جهت ترك‌ها موجد بزرگترين فرهنگ تاريخ شده‌اند. و درباره مقام فرهنگي ترك‌ها گفته شده كه: ممكن است ترك‌ها خط را به آشوري‌ها ياد داده باشند و زبان سومري‌ها به وجود آورنده باشند. و اما درباره سومر: «سومر نامي فرضي است كه اوپرت به مناسبت اينكه زبان مردم اين ناحيه داراي لغات غيرسامي بود به ساكنان اين منطقه داد. نام فرضي سومر داراي ريشه و محتواي تاريخي، قومي و فرهنگي نيست و تنها لفظي قرارداديست و چيزي به نام كشور و ملت سومر وجود نداشته است. مردمي كه دربين‌النهرين زندگي مي‌كردند چه از نظر قومي و چه از نظر فرهنگي تركيبي از اقوام مختلف شمالی بوده‌اند. در زبان سومري علاماتي وجود دارد كه مي‌تواند دليل رابطه آنان با شمال باشد. روشنفكران تركيه سخت تحت تاثير مطالب كتاب لئون كاهون فرانسوي قرار گرفتند. كاهون‌با سازمان ترك‌هاي جوان تماس داشت. به نظر كاهون ترك‌ها رابط ميان تمدن چيني‌ها و ايراني‌ها بودند. كاهون با يك سبك بسيار شاعرانه كه بر خواننده ترك اثر مي‌گذاشت از آينده‌اي بسيار مثبت براي ترك‌ها و فعاليت‌هاي فرهنگي آنان سخن مي‌گفت. در آثار ضياء بيك كه بعداً ضياء پاشا شد و نام آدبي گوك‌آلپ را در اثار خود به كار مي‌برد مي‌توان تحول و ادامه مطالب را نشان داد.

ضياء گوك‌آلپ، ملیت براساس نژادي و خوني را با صراحت رد مي‌كرد و آن را چنين تعريف مي‌نمود: «ملت چيست؟ چه پيوندي كه ما داريم مي‌تواند بر پيوند نژادي، قومي، جغرافيايي، سياسي برتري داشته باشد؟ جامعه‌شناسي تعيين مي‌كند كه اين پيوند وحدت در تربيت و فرهنگ يعني وحدت در احساس است. ملت به هيچ وجه يك گروه نژادي، خوني، جغرافيايي يا تجمع اجباري نيست بلكه ملت از افرادي تشكيل شده كه زبان مشترك، مذهب مشترك، اخلاق مشترك و ... داشته باشند يعني از يك تربيت بهره‌مند شده باشند. هر جا يك فرهنگ غالب باشد آنجا يك ملت است. هدف ملیت ترك اين است كه در در جمع كشورهای ترک فقط يك فرهنگ غالب باشد. هر ملت بزرگ در يك زمينه معين از تمدن مقام اول را يافته است، يونان قديم در ورزش، رومي‌ها در قانون، اسرائيلي‌ها و اعراب در دين، فرانسوي‌ها در ادبيات، آنگلوساكسون‌ها در اقتصاد، آلمان‌ها در موزيك و ترك‌ها در فرهنگ مقام اول را به دست آورده‌اند.

كوشش براي خالص كردن زبان تركي با بيرون راندن تمام لغات و ريشه‌هاي بیگانه، همراه با تلاش براي جانشين كردن آنها با لغاتي داراي ريشه قديم تركي، كوششي جهت تمایز اقوام ترك از سایر ملل به شمار مي‌رود. »

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

وارد که بشوی، می مانی. بیرون که بیایی، دیگر افسون شده ای، باز خواهی گشت. از شیخ تا شاه در این مکان خفته اند. از هیبت شاه که بگذری، وقار شیخ امانت نمی دهد. در این مکان یا زانو خواهی زد یا نگاهت دائما رو به بالا خواهد بود. می خواهی به بقعه شیخ وارد شوی.، یادت رفته که بسم الله بگویی. گنبدی با رنگ آبی رو به رویت سبز می شود. الله الله الله ... می خوانی و تکرار می کنی و وارد می شوی. دیگر نام او از یادت نخواهد رفت.

درون بقعه که می شوی، نمی دانی کاشی های کبود را تماشا کنی یا کتیبه ها بخوانی، طرح های پیچیده هندسی را دنبال کنی یا درهای پر نقش زیبا را لمس کنی. احساس می کنی در چند قدمی عرش خدایی و صدای بال ملائک را می شنوی و اثر رنگ پر فرشته ها را بر خشت ها و آجرها می بینی.

آری اینجا شجاع ترین شاه ایران مدفون است. به شاه اسماعیل می اندیشی و به جنگ چالدران.  بعد از مدتی به یاد شیخ می افتی و سماع دراویش را به یاد می آوری. به ناگاه کنایه منتسکیو را به خاطر می آوری که گفته بود: چطور ممکن است انسان ایرانی باشد. مگر آخر الزمان شده که تمام وقایع از ازل تا ابد در جلوی چشمانت گسترده شده اند. زمان از دستت بیرون رفته. افسون شده ای. تو در آسمان گام زده ای. اینجا بقعه شیخ صفی ست...

ایجاد وبگاه جدید

وبلاگ جدید بنده با میزبانی باکو و با موضوعات اسلامگرایانه در آدرس زیر تاسیس گردید:

http://qizilyurt.azeriblog.com/

لغت آذری در لغات دیگر

 

 

لغات آذری در لغت عرب:

عشق، قطار، عسگر، بیطار، وطن، قصبه، خان، قفل،بخار، صک(چک)، لغت

 

لغات ترکی در لغت انگلیسی:

fa

en

fa

en

ماست

yoghurt

نوعی شمشیر

Yataghan

یوغ

yoke

اهل دنیای نو

Yankee

مهارت

tactic

خودکار

Automatic

طلسم

talisman

مستور عامل

genetic

مطلوب

Sen 7

قایق

kayak

جماعت

Horde

روبند

Yashmak

 

اسامی کشور ها و پایتخت هایی که ریشه تورانی دارند:

کانادا= کند+ دا = رستاق اصلی ( کلمه ای اسکیمویی است)

توکیو: در داستانهای شرقی نخستین تورک ها تورکیو ها بوده اند. اصلا ژاپنی ها چینی ها را پست و خود را اصالتا از منچورستان می دانند. چنگیزخان به ژاپن حمله نکرد.

اولان باتور: جایی که هر تازه واردی به گرفتاری (باتلاق) می افتد. و این بدان علت است که هیچ بیگانه ای بر آنجا استیلا نداشته است.

جاکارتا: این نامی است که ترکان عثمانی به دلیل انتشار بدون جنگ اسلام در آنجا برگزیدند.

آلما آتا: پرورش نخستین درختان سیب در آنجا بوده است.

پکن=  به انگلیسی Beijing می گویند. بیگین: مخصوص بیگ (خان بزرگ)

همه چیز از همه جا

1. بى‌خوابى سريعتر از بى‌غذايى موجب مرگ آدمى می‌‌شود
2. هر فرد بطور متوسط يک سوم عمر خود را در خواب می‌‌گذراند
3. تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد حجمشان کاهش می یابد
4. استرانسیم از بقآیای موجودات دریایی به دست می آید
5. کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دارد
6. گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود
7. اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود
8. لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد
9. رادیم گرانترین فلز است

برای دیدن ۹۹۰ مطلب عجیب دیگر  ادامه مطلب را کلیک کنید.

ادامه نوشته

Ququsden 1 And



 

Ayriliq

Geceler fikrinden yata bilmirem

Bu fikri basimden ata bilmirem

Geceler isqinden yata bilmirem

Bu isqi fikrimden ata bilmirem
Neyleyim ki sene cata bilmirem?

Ayriliq ayriliq aman ayriliq

Her bir derden onlar yaman ayriliq

Uzundur hijrindan qara geceler

Bilmirem men gedim hara geceler!
Vurubdur qalbime yara geceler

Ayriliq ayriliq aman ayriliq

Her bir derden onlar yaman Ayriliq…

قطب عالم امکان

شهید شهاب الدین سهروردی معروف به شیخ الاشراق در قرن ششم هجری در زنجان متولد شد و در مراغه  به کسب علم پرداخت. او یگانه دهر در علوم حکمیه، جامع علوم فلسفیه و بارع اصول فقهیه بود. اما زبانی فصیح داشت و از بیان حقائق ابائی نداشت؛ به گونه ای که خود را برتر از حکمایی چون ابن سینا و فخر رازی می دانست. آوازه شهرت او باعث شد تا در مجلسی بشام مفتیان شاهری را مقهور خود سازد و ایشان این مباحثات را نزد مردم به خبط خطب کردند و نامه هایی به ملک ظاهر بن صلاح الدین ایوبی ( که فارس بود) نوشتند و وی از ایشان خواست تا فتوا به الحاد و قتل سهروردی دهند. وی را به خبه بکشتند و جسدش از دروازه حلب بیاویختند. اما ایوبی از کرده خویش باز آمد و  از معاضدان قتل وی انتقام گرفت!